You are using an outdated browser. For a faster, safer browsing experience, upgrade for free today.

داستانهایی از فضيلت صدقه بخش سوم

داستانهایی از فضيلت صدقه بخش سوم

داستانهایی از فضيلت صدقه بخش سوم

داستان عابد خطاکار:

«عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: عَبَدَ اللَّهَ عَابِدٌ ثَمَانِينَ سَنَةً ثُمَّ أَشْرَفَ عَلَى امْرَأَةٍ فَوَقَعَتْ فِي نَفْسِهِ فَنَزَلَ إِلَيْهَا فَرَاوَدَهَا عَنْ نَفْسِهَا فَطَاوَعَتْهُ فَلَمَّا قَضَى مِنْهَا حَاجَتَهُ طَرَقَ مَلَكُ الْمَوْتِ فَاعْتُقِلَ لِسَانُهُ فَمَرَّ سَائِلٌ فَأَشَارَ إِلَيْهِ أَنْ خُذْ رَغِيفاً كَانَ فِي كِسَائِهِ فَأَحْبَطَ اللَّهُ عَمَلَ ثَمَانِينَ سَنَةً بِتِلْكَ الزِّنْيَةِ وَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِذَلِكَ الرَّغِيفِ؛ جابر از امام محمد باقر (عليه السّلام) روايت كرده است كه فرمود: عابدى هشتاد سال خدا را عبادت كرد، تا آنكه نگاهش به زنى افتاد،و مهر او در دلش جاى گرفت، از (جايگاه خود)به پايين آمد و او را به زنا فرا خواند و زن او را اجابت نمود.و هنگامى كه كام خود را از آن زن گرفت،فرشتۀ مرگ در نزد او حاضر شد و زبان عابد پير از ديدن او لكنت گرفت،در اين اثناء فقيرى بر او گذر كرد و عابد به او اشاره كرد تا نانى را كه در عباى او بود بردارد،پس خداوند عبادت هشتاد سال او را به سبب آن زنا محو كرد،و(گناه)زناى او را به خاطر آن قرص نان بخشيد.»(1)

داستان رسیدگی امام صادق(علیه السلام) به فقرا:

«عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي لَيْلَةٍ قَدْ رَشَّتْ وَ هُوَ يُرِيدُ ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ فَاتَّبَعْتُهُ فَإِذَا هُوَ قَدْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْ‏ءٌ فَقَالَ بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَيْنَا؛

معلّى بن خُنَيْس گفت: در شبى بارانى، امام صادق (علیه السلام) از خانه به سوى «ظُلّه بنى ساعده»[13] بيرون آمد. من او را دنبال كردم، ناگاه متوجه شدم كه چيزى از آن حضرت به زمين ريخت و امام (علیه السلام) مى ‏گفت: «بِسم اللّه اللّهُمّ رُدّ عَلينا؛ بنام خدا استعانت مى ‏جويم، خداوندا آنچه به زمين ريخته به من باز گردان».

فَأَتَيْتُهُ وَ سَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ مُعَلًّى؛

من پيش رفته و سلام كردم، فرمود: معلّى هستى؟

قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ؛

عرض كردم: آرى

فَقَالَ لِيَ الْتَمِسْ عِنْدَكَ فَمَا وَجَدْتَ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَادْفَعْهُ إِلَيَّ؛

فرمود: نگاه كن هر چه پيدا كردى به من بده.

فَإِذَا أَنَا بِخُبْزٍ مُنْتَشِرٍ كَثِيرٍ فَجَعَلْتُ أَدْفَعُ إِلَيْهِ مَا وَجَدْتُ فَإِذَا أَنَا بِجِرَابٍ أَعْجِزُ عَنْ حَمْلِهِ مِنْ خُبْزٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَحْمِلُ عَلَى عَاتِقِي؛

من جستجو كردم، چند گرده نان در انبانى بود، آن را به دست حضرت دادم و عرض كردم: قربانت گردم! اجازه بدهيد من آن را بياورم،

فَقَالَ لَا أَنَا أَوْلَى بِهِ مِنْكَ وَ لَكِنِ امْضِ مَعِي؛

فرمود: نه، من در آوردنش از تو سزاوارترم، لكن همراه من بيا.

قَالَ فَأَتَيْنَا ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ فَإِذَا نَحْنُ بِقَوْمٍ نِيَامٍ؛

معلّى گويد: آمديم تا به ظُلّه بنى ساعده رسيديم، در آنجا جماعتى را ديديم كه خوابيده بودند.

فَجَعَلَ يَقْسِمُ الرَّغِيفَ وَ الرَّغِيفَيْنِ حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِهِمْ ثُمَّ انْصَرَفْنَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَعْرِفُ هَؤُلَاءِ الْحَقَّ؛

امام‏ (علیه السلام) در زير سر، يا زير رو انداز هر كدام يكى دو گرده نان مى ‏گذاشت. پس از اتمام كار، در برگشت عرض كردم: فدايت شوم، آيا اينها حقِّ شما را مي ‌شناسند؟

فَقَالَ لَوْ عَرَفُوهُ لَوَاسَيْنَاهُمْ بِالدُّقَّةِ وَ الدُّقَّةُ هِيَ الْمِلْحُ؛

فرمود: اگر از شيعيان ما بودند، ما ناچاراً تعهّد نمك (خورش) ايشان را نيز مى‏كرديم.

إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ شَيْئاً إِلَّا وَ لَهُ خَازِنٌ يَخْزُنُهُ إِلَّا الصَّدَقَةَ فَإِنَّ الرَّبَّ يَلِيهَا بِنَفْسِهِ؛

براستى كه خداوند هر آنچه آفريده براى آن خزينه دارى مقرّر فرموده و مأمورى از فرشتگان گمارده، جز صدقه كه خود شخصاً متولّى و خازن آن گشته است.

وَ كَانَ أَبِي إِذَا تَصَدَّقَ بِشَيْ‏ءٍ وَضَعَهُ فِي يَدِ السَّائِلِ ثُمَّ ارْتَدَّهُ مِنْهُ فَقَبَّلَهُ وَ شَمَّهُ ثُمَّ رَدَّهُ فِي يَدِ السَّائِلِ؛

پدرم چون به سائلى چيزى عطا مى‏ كرد از او مى ‏گرفت و مى ‏بوسيد و آنگاه به او باز مى‏ گرداند، اين به خاطر آن بود كه صدقه قبل از آنكه به دست سائل برسد، به دست خداوند مى ‏رسد و مى‏ فرمود: من دوست دارم كه آنچه به دست خدا رسيده آن را برگيرم.

إِنَّ صَدَقَةَ اللَّيْلِ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ تَعَالَى وَ تَمْحُو الذَّنْبَ الْعَظِيمَ وَ تُهَوِّنُ الْحِسَابَ وَ صَدَقَةَ النَّهَارِ تُثْمِرُ الْمَالَ وَ تَزِيدُ فِي الْعُمُرِ؛

همانا صدقه دادن در شب، غضب و خشم الهى را فرو مى ‏نشاند، گناهان بزرگ را نابود و محو مى ‏سازد و حساب را آسان مى ‏گرداند. صدقه در روز، مال و عمر را زياد مى ‏كند.

إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لَمَّا أَنْ مَرَّ عَلَى شَاطِئِ الْبَحْرِ رَمَى بِقُرْصٍ مِنْ قُوتِهِ فِي الْمَاءِ فَقَالَ بَعْضُ الْحَوَارِيِّينَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ لِمَ فَعَلْتَ هَذَا وَ إِنَّمَا هُوَ شَيْ‏ءٌ مِنْ قُوتِكَ؛

عيسى بن مريم (علیه السلام) زمانى از كنار دريا مى ‏گذشت، از سفرة غذاى خود قرصى نان به دريا انداخت، شخصى گفت: يا روح الله و كلمة الله! چرا چنين كردى؟ اين غذاى تو بود.

فَقَالَ فَعَلْتُ هَذَا لِدَابَّةٍ تَأْكُلُهُ مِنْ دَوَابِّ الْمَاءِ وَ ثَوَابُهُ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ؛

فرمود: اين كار را براى آن كردم كه حيوانى از حيوانات دريا بخورد و ثواب آن نزد خداوند بزرگ بسيار گردد.»(2)

شفاء خواستن از طریق دعاپی نوشت:

1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏93، ص 123.

2. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏16، ص 133.

شفاء خواستن از طریق دعا

منابع:

1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى،‏ بحار الأنوار( ط- بيروت)، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، بيروت، ناشر: دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403ق‏.

2. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول‏، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، سيد هاشم‏، تهران‏، ناشر: دار الكتب الإسلامية، چاپ دوم‏، 1404ق‏.

مطالب مرتبط